تبليغاتX
گیتار شکسته
در آن شهری که مردانش عصا از کور میدزدند من خوش دل محبت جستجو کردم
 
الهی که چشمات به راهی بمونه فقط جغد شومی رو بومت بخونه

الهی که دستات بشه تشنه ی گل  نمونه تو سختی براتون تحمل

بیاد روزگاری که تنها بمونی   فقط وقت مرگ قدر من رو بدونی

الهی تو غربت یه عمری بسوزی  

بشینی به جاده همش چشم بدوزی

الهی که شبهات بشه بی ستاره  حریر خیالت بشه پاره پاره

یکی هم نباشه که حالت بپرسه

بمیری بپوسی توی درد و غصه

در ارزوهات بشه قفل و بسته بخشکن کلاتون همه دسته دسته

الهی به بستر بیوفته عزیزت

بعد از مرگ یارت یادش نمیره

به خدا التماس کردم به خدا التماس کردمتا عشقت را بر سر راهم قرار دهی

اما کنون از اعماق جان خسته ام فریاد بر میاورم

نفرین قلبم بر تو باد   نفرین قلبم بر تو باد

تو اونی که هرجا قدم بر میداری

همیشه به روی دلی پا میزاری

نخواستی بدونی تو قدر دلم روچه آسون شکستی دل قابلم رو

واست گریه ی من دیگه بی امونه دل از درد عشقت یه دریای خونه

خدا شاهدم بود که دل داده بودم  اميد عشقت من ساده بودم...!!!

((حامد حاکان))

|+| نوشته شده توسط Niloofar در Tue 16 May 2006  |
 
 
بالا