تبليغاتX
گیتار شکسته -
در آن شهری که مردانش عصا از کور میدزدند من خوش دل محبت جستجو کردم
 

چقدر زود گذشت تمام روزهای عاشقی

چقدر زود فراموشت شد همه ی اون حرفای

 عاشقانه

یادمه بهم میگفتی زندگی بی تو معنا نداره

اما فکر کنم معنای زندگیت رو توی چشمان دیگری

 دیدی.

میگفتی دلم میخواد تا آخر دنیا باهام باشی

حیف که چقدر زود دنیا برای تو به پایان رسید

هنوزم عاشق اون کهنه غزلم که که زیر بارون برام

میخوندی

اما فکر نکنم حالا حتی یک کلمش رو هم به یاد

داشته باشی

شاید اون درخت پیر رو یادت باشه همونی که روی

تنه پوسیدش حک کردی دوستت دارم اولین وآخرین

 عشق من!!

اما افسوس که آن درخت پس از مدتی زیر ضربه

 های تبر از پا افتاد

ولی یه چیزی رو بدون که جات تو قلبم با چشمان

دیگری پر شد

پس برو و هیچ وقت بر نگرد

چون اینجا کسی منتظرت نیست...!!!


 

|+| نوشته شده توسط Niloofar در Fri 3 Feb 2006  |
 
 
بالا