تبليغاتX
گیتار شکسته -
در آن شهری که مردانش عصا از کور میدزدند من خوش دل محبت جستجو کردم
 
درد دوریت را با چه کس قسمت کنم؟

باز هم این شکسته دل هوای آغوشت را کرده

باز هم هوای چشمانم با شنیدن نامت بارانی شد

دیگر جای خالیت با ترانه هم پر نمی شود

تا کی با خاطراتت زندگی کنم؟            

اکنون وقت رفتن است وقت رفتن و دل بریدن

آری این بار تصمیم خود را گرفته ام خواهم رفت و برای تلافی

چشمان هیچ کس عاشقم نخواهد کرد...!!!

                     

|+| نوشته شده توسط Niloofar در Fri 17 Feb 2006  |
 
 
بالا