تبليغاتX
گیتار شکسته -
در آن شهری که مردانش عصا از کور میدزدند من خوش دل محبت جستجو کردم
 
قلبت را به چه قیمتی فروختی؟چشمان چه کسی عاشقت کرد؟

میخواهم بدانم برای چه من را در جاده ی زندگی تنها گذاشتی؟

تورا تکیه گاه خود میدیدم اما افسوس که عشقم را باور نکردی

گفتی از من بگذر ای مسافر که تو نیز مثل همه در یادم خواهی مرد

اما قسم به عشق پاک لیلی که تو را فراموش نخواهم کرد

میگویی آخر قصه است و وقت خداحافظی

میخواهم فریاد بزنم نرو اما با بغض سنگینی تو را به روزگار میسپارم...!!!

|+| نوشته شده توسط Niloofar در Tue 21 Feb 2006  |
 
 
بالا