تبليغاتX
گیتار شکسته -
در آن شهری که مردانش عصا از کور میدزدند من خوش دل محبت جستجو کردم
 
دنیا را با تمام زیباییهایش به تو میبخشم فقط یک بار نگاهم بکن

مردم از بس که انتظارت را کشیدم!   یعنی میرسد روزی که تو از

در وارد شوی و من بار دیگر در آغوشت بگیرم؟

یعنی میشود که بار دیگر طعم لبهایت را بچشم؟

ای کاش میشد که دستانت تا همیشه برای من باشند !!

چه خوب بود در لحظه ی جدای به چشمانم نگاه میکردی  و آنوقت التماس را

در عمق آن میدی! شاید هم دیدی و بی توجه به عشقم از من گذشتی!!

فقط میخواهم بدانم بعد از من خاطراتت را با چه کسی قسمت میکنی؟

میرسد روزی که دوباره به سراغ من بیایی! اما آن روز نوبت من است که در چشمانت

نگاه کنم و با اطمینان بگویم:دوستت ندارم...!!!

|+| نوشته شده توسط Niloofar در Wed 8 Mar 2006  |
 
 
بالا